حکیم عمر خیام نیشابوری

آشنایی با حکیم عمر خیام
نویسنده : یوسف - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٦/٧
 

من بی می ناب زیستن نـتـوانم

                                       بی باده کشید بار تن نـتـوانم

من بنده آن دمم که ســاقی گـوید

                                      یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

 

 

 

 

 

.::دوستان عزیز آنچه در زیر می خوانید از مقدمه کتاب رباعیات خیام نقل شده است که بعد از مطالعه آن حیفم آمد که آن را برای شما بیان نکنم و برای آشنایی هر چند مختصر با یکی از بزرگترین مفاخر ایران زمین این مطلب را در اختیار شما قرار می دهم. به این امید که مورد پسندتان واقع شود::.

 

زندگی خیام

حکیم ابولفتح غیاث الدین عمر ابن ابراهیم خیام یکی از چهرهای درخشان علم و ادب ایران و از دانشمندان کم نظیر این سرزمین است که در دوره سلجوقیان ظهور نمود.

برخی گفته اند زادگاه این حکیم بزرگ شهر نیشابور و تاریخ تولدش در حدود 407 هجری و تاریخ وفاتش در سال 517 هجری قمری می باشد و در جوار بقعه امام زاده محمد محروق در نزدیکی نیشابور مدفون است.

وی یکی از شاگردان با استعداد امام موفق و با حسن طوسی و حسن صباح همدرس بوده است که پرورش یافتگان این معلم به مقام بلند می رسیدند. و چون این سه تن در میان شاگردان امام موفق از استعداد بالایی برخوردار بوده اند پیش بینی می کردند احتمالاً یکی از ایشان به مقام دیوانی برسند بنابر همین اساس با هم عهد و پیمان می بندند که هر یک به مقامی رسیدند دیگران را یاری دهند تا اینکه حسن طوسی در زمان سلطنت الب ارسلان سلجوقی به وزارت و صدارت می رسد و از آنجا که آدمی فوق العاده با سیاست و کیاست بوده با تدابیر وی پادشاه ایران در جنگ با رومیان پیروز می گردد و بدین جهت او را در تاریخ الب ارسلان رو می خوانده اند و حسن طوسی با لقب خواجه نظام الملک با خدمات ارزنده ای که داشت در تاریخ ایران مشهور است.

بعداً در زمان ملکشاه سلجوقی فرزند الب ارسلان فراغتی پیش آمده بود، حکیم عمر خیام و حسن صباح به اتفاق به ملاقات خواجه نطام المک بنا به عهد دوران شباب می روند و خواجه نیز با بزرگواری ذاتی خویش به عهد خود وفا نموده و مقدم ایشان را گرامی داشته و به گرمی میپذیرد، حسن صباح را یک کرسی از وزارت واگذار می نماید.

اما از آنجا که حکیم عمر خیام اهل علم بود و در بیشتر علوم زمان خویش مانند ستاره شناسی و فلسفه و فقه و ریاضیات زبردستی خاصی داشت چنانکه یکی از اعیان منجمان ملکشاه بود که به همراه هفت تن دیگر به تغییر و اصلاح تقویم معروف جلالی پرداخت و به میل خود تن به کارهای دولتی نداد و فقط از خواجه تقاضا کرد که مختصری برای او مقرر دارد و به همین اندازه اکتفا نمود و از علم به کار دیگر نپرداخت.

آثار خیام

1- اشعار عربی که چند قطعه بیشتر نیست.  2- رباعیات فارسی  3- رساله جبر و مقابله به عربی، خیام اولین کسی است که کتاب جبر و مقابله کامل را تدوین نمود و معادلات را طبقه بندی کرد و معادله درجه سوم را حل نمود و قاعدة بدست آوردن ضرائب بسط دو جمله ای را که امروز بنام اسحاق نیوتن کاشف جاذبه زمین معروف است کشف کرد و بیان نمود.  4-  رسالة فی شرح اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس. 5- زیج ملکشاهی  6- مختصری در طبیعیات  7- صحیفه ای بزبان فارسی در کلیات وجود  8- رساله ای بزبان فارسی در کلیات وجود  9- رساله ای در کون و تکلیف.  10- رساله ای در شناخت سیم و زر بنام: فی الاحتیال المعرفه مقداری الذهب و الفصه فی جسم مرکب منها.  11- رساله ای در صورت تضاد در جواب سه مسئله از حکمت  12- رساله لوازم الامکنه.   13- ترجمه فارسی خطبه ابن سینا از عربی.  14- قسمتی از مجموعه روضه الرضوان القلوب  که به کوشش کریستنسن کشف شده.   15- نوروز فارسی و عربی در وجود.   16- رساله نظام الملک راجع به حکومت  17- دو گفتار فارسی و عربی در وجود  18- دو رساله در سه مسئله از حکمت  19- رساله ای در علم اعلی و حکمت اولی

پیش بینی خیام

این حکایت شیرین را نظامی عروضی که خود از معاصران حکیم خیام بوده در چهار مقاله آورده و چنین نوشته

در سنه ست و خمس مائه بشهر بلخ در کوی برده فروشان در سرای امیر سعده جره، خواجه امام عمر خیامی و خواجه مظفر اسفزاری نزول کرده بودند و من بدان خدمت پیوسته بودم. در میان مجلس عشرت از حجه الحق عمر شنیدم که او گفت: گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل می افشان می کند. مرا این سخن مستحیل نمود و دانستم چنوئی گزافه نگوید. چون در سنه ثلثین به نیشابور رسیدم چهار سال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود و عالم سفلی ازو یتیم مانده و او را بر من حق استادی بود. آدینه ای بزیارت او رفتم و یکی را با خودم ببردم که خاک او بمن نماند. مرا بگورستان حیره بیرون آورده و بر دست چپ گشتم، در پایین دیوار باغی خاک او دیدم نهاده و درختان امرود گلابی و زردآلو سر از باغ بیرون کرده و چندان برگ شکوفا بر خاک او ریخته که خاک او در زیر گل پنهان بود و مرا یاد آن حکایت که  به شهر بلخ ازو شنیده بودم. گریه بر من افتاد که در بسیط عالم و اقطار ربع مسکون او را هیچ جای نظیری نمی دیدم  ایزد تبارک و تعالی جای او در جنان کناد. بمنه و کرمه.

رباعیات خیام

اینک که بطور اختصار با زندگی و مقام علمی این دانشمند بزرگ آشنا شدیم بجاست که نظر مرحوم فروغی « ذکاء الملک » را پیرامون فضائل علمی و رباعیات خیام در این جا نقل کنیم:

« جای بسی تأسف است که هر چند خیام را این رباعیات نامی ساخته اما مردم ما از عارف و عامی قدر او را ندانسته و تصوراتی دربارة او کرده اند که می توان گفت مظلوم واقع شده است. عابدان و مقدسان خشک، کلمات او را کفر آمیز دانسته، عامه مردم او را شرابخوار پنداشته و به اشعار او از نظر تحریض و ترغیب به میخوارگی نگریسته اند و جماعتی به همین جهت و بنابراین که او را بی اعتقاد به مبدء و معاد فرض کرده اند هواخواه او شده اند. و مقدسین از آن رو مطعوتش شمرده اند... »

         ............................................

 

 مروری کوتاه بر زندگی خیام

 

حجه‌الحق امام غیاث‌الدین عمربن ابراهیم خیامی معروف به حکیم عمر خیام در اول ذیحجه 439 قمری (18 ماه مه 1048 میلادی) در نیشابور متولد شد. شاگرد امام‌الحرمین جوینی، ابوالحسین انبیری و ... بوده است. ابن سینا 11 سال قبل از تولد خیام چشم از جهان فرو بسته بود اما خیام همواره خود را شاگرد او ‌دانسته و ارادتی وافر به او داشته است. روزی در حضور او از کسی سخن می‌گویند که نظریات ابوعلی سینا را رد می‌کرده و نظر خیام را می‌پرسند. می‌گوید: او را رتبۀ یافت کلام ابوعلی نیست؛ چگونه رتبۀ اعتراض باشد او را؟

خیام در تمام علوم زمان خود سرآمد بود. در اوان جوانی رساله‌ای در گرفتن جذر و کعب نوشت. در سمرقند در سایۀ حمایت ابو طاهر عبدالرحمن‌بن علق رساله‌ای در جبر و مقابله نوشت. در این رساله معادلات درجۀ دوم و درجۀ سوم از راه‌های هندسی و جبری حل شده‌اند. او بسیاری از مسائل جبری را با استفاده از مقاطع مخروطی حل کرد. خیام هم چنین با بسط دوجمله‌ای که اکنون به بسط دوجمله‌ای خیام- نیوتن (1727-1642 میلادی) معروف است و یافتن ضرایب این بسط، به دستوری دست یافت که اکنون به
 

مثلث خیام- پاسکال (1623- 1662 میلادی) معروف است. خیام به بسیاری از خواص این مثلث پی برده بود.

پس از فتح سمرقند توسط ملکشاه سلجوقی، خیام در سایۀ حمایت خواجه نظام‌الملک وزیر خردمند ملکشاه قرار گرفت.

در سال 467 قمری (1074 میلادی) در حال که تنها 27 سال داشت، مأمور شد که با همکاری دانشمندان و ریاضی‌دانان مشهوری همچون ابوالمظفر اسفزاری و میمون‌النجیب‌ الواسطی، ابوالفتح عبدالرحمن خازنی، ابوالعباس لوکری و معموری بیهقی به اصلاح تقویم موجود بپردازد. حاصل این کارِ گروهیِ عظیم که در رصدخانۀ اصفهان صورت گرفت و تا سال 471 قمری (1078 میلادی) ادامه یاقت، تقویم جلالی بود که تا به امروز یکی از دقیق‌ترین گاه‌شمارهای جهان به شمار می رود.
پس از استیلای اعراب تقویم هجری قمری رایج شده بود. با این تقویم کارِ گرفتن مالیات از کشاورزان همواره با مشکل مواجه می‌شد. برای یکنواخت کردن تاریخِ گرفتنِ مالیات، ملکشاه تصمیم به تغییر تقویم گرفت.

تقویم جلالی تقویمی شمسی است. در این تقویم سال کبیسه هر 4 سال یک بار اجرا می‌شود (کبیسۀ رباعی) ولی هر 33 و یا 29 سال (بسته به رصد آسمان توسط منجمان) یک بار کبیسه پس از پنج سال اجرا می‌شود (کبیسۀ خمسه). تاریخ شروع تقویم جلالی اول فروردین 458 هجری شمسی معادل 15 مارس 1079 میلادی و 9 رمضان 471 هجری قمری بوده است.

خیام در سال 470 قمری (1077 میلادی) رساله‌ای در هندسه نوشت که در آن روی اصول هندسۀ اقلیدس مخصوصاً اصل پنجم آن تحقیق و کار کرد. یعنی نسبت به اصول هندسۀ اقلیدسی که صدها سال کتاب درسی سراسر دنیا بود، شک کرد. باید قبول کرد که ایجاد هندسۀ غیر اقلیدسی برای آن دوره بسیار زود بوده است. زیرا تمامی مسائل آن زمان با استفاده از هندسۀ اقلیدسی قابل حل بودند. اما بیش از 700 سال بعد، همان روش خیام مبنای کار لباچفسکی (1792-1856 میلادی) در ساختن هندسۀ غیر اقلیدسی قرار گرفت که با فاصلۀ کمی مورد استفادۀ اینشتین (1955- 1879 میلادی) قرار گرفت.

خیام رساله‌ای در بارۀ نظریۀ ریاضیِ موسیقی، رساله‌ای در علم مکانیک و تعیین وزن مخصوص اجسام و هم چنین رساله‌ای در بارۀ روش‌های تعیین جهات و سبب اختلاف هوا در مناطق مختلف (هواشناسی) دارد. مهم‌ترین رسالۀ خیام در فلسفه رسالۀ الکون والتکلیف است. در کلام و هم‌چنین ادبیات فارسی و عرب نیز استاد بوده است. از اشعارش پیداست که با فردوسی و شاعر بزرگ‌ عرب یعنی ابوالعلای معری به خوبی آشنا بوده. او را تالی ابن‌سینا دانسته‌اند. امام محمد غزالی و عین‌القضات همدانی در زمرۀ شاگردان او بودند.

از آزمایشی که در حضور شاگردانش انجام داده چنین بر‌می‌آید که که به حرکت زمین به دور خورشید پی برده بود. او در این آزمایش، در یک فضای استوانه‌ای شکل، جسمی را حول محوری و به دور یک شمع می‌چرخاند و وضعیت زمین و ستارگان را در آسمان به این شکل توضیح می‌دهد. یعنی در ثابت بودن زمین که مورد تأیید همۀ دانشمندان آن روز بوده، شک می‌کند و بدیلی بسیار هوشمندانه برای آن می‌یابد.

پس از کشته شدن خواجه نظام‌الملک توسط فدائیان اسماعیلیه و مرگ ملکشاه در سال 485 قمری (1092 میلادی)، رصدخانۀ اصفهان تعطیل شد و خیام به نیشابور بازگشت.
در زمانی که سنجر نوجوان بود، خیام برای بیماری آبله‌اش به بالین او آمد. یعنی در پزشکی هم مورد مشورت قرار می‌گرفته. اما هیچ‌گاه مورد محبت سلطان سنجر قرار نگرفت. شاید این بی مهری از آن رو باشد که خیام تحت تأثیر سیاست مدنی یونانیان مداخلۀ اعضای جامعه را در حکومت طلب می‌کرد و مخالف حکومت پادشاهی مطلقه بود. ابن قفطی می‌گوید: ”در التزام سیاست مدنیه، بر موجب قواعد یونانیه، مبالغت فرمودی... “ نارضایتی سلطان سنجر از این نظریات و مخالفت اهل ظاهر و متکلمان از سوی دیگر، موجب خانه‌نشینی خیام شد.

خیام در سال526 قمری (1131 میلادی) در سن 83 سالگی در نیشابور درگذشت. شاید بی مناسبت نباشد که گفته شود در دم مرگ مشغول مطالعۀ کتاب شفای ابن‌سینا بوده ‌است. بعید به نظر می‌رسد آن را برای اولین بار در دم مرگ می‌خوانده، بیش‌تر احتمال دارد که همیشه به آن مراجعه می‌کرده است؛ یعنی در فلسفه پیرو ابن‌سینا بوده و همواره عقل و منطق و برهان را معیار و ترازوی شناخت می‌دانسته است .